مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
965
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1289 ] فصل [ پنجم ] : اندر قروح و جراحت كه در رحم افتد از اسباب خارجيه يا داخليه امّا خارجيه ، مثل ضربه و سقطه كه به موضع رحم رسد و رگهاى آن را منصدع گرداند و غشاى او را منفسخ سازد . و داخليه ، مانند عسر ولادت و شدت طلق و جذب مشيمه و جنين ميت كه به خرق و فسخ عروق و اغشيه انجامد و ورم و بثور كه در رحم باشد منفجر گردد و خلط حادّ مرارى مقطّع اكّاله كه در رحم افتد و اجزاى آن را متأكّل سازد . علامت قرحهء رحم و جراحت او در جميع احوال ، وجع لازم است و خون و ريم تنها يا مركّب بيرون آمدن ؛ پس اگر خون سرخ خالص آيد ، دليل شكافتن رگ باشد و بايد دانست كه هنوز جراحت ريم نكرده . و اگر خون بسيار سياه و بدبو آيد با وجع شديد ، دليل تاكّل بود . و اگر شبيه به آب گوشت برآيد با وجع اندك ، دليل تعفن قرحه و ذوبان گوشت جرم رحم باشد . و اگر آنچه از رحم آيد كثير المقدار بود شبيه به دردى ، دليل آن باشد كه ورم گرم رحم پيش از استكمال نضج منفجر گشته [ است ] . و اگر مدّه سپيد و غليظ و قليل المقدار برآيد مع اللذع و رايحهء كريهه نداشته باشد ، دليل آن بود كه قرحه از چرك پاك مىشود ؛ « لأنّ بياض المدّة و ثخنها إنّما يكون من تصرّف الحرارة الغريزة فيها و إحالتها لها الى مشابهة الأعضاء الأصلية فى اللّون و القوام » « 1 » . علاج : آنچه از ضربه و سقطه يا عسر ولادت و شدت طلق يا جذب مشيمه و جنين ميت پديد آيد و خون صرف باشد ، در آب قمقم نشستن و بدان استنجا كردن و فرزجهء حابسه برداشتن فرمايند . و در چيزى كه مانعى نبود فصد باسليق را مقدم دارند . و اگر جراحت در قعر رحم باشد ، گل ارمنى و اقاقيا و مازو و رامك به آب قمقم آميخته حقنهء
--> ( 1 ) . ترجمه : « زيرا سفيدى و غلظت چرك ، از تصرف حرارت غريزى در آن و تبديل آن به چيزى شبيه اعضاى اصليه در رنگ و قوام است » . م .